روزنامهها آن روز طوفانی به راه انداختهبودند و واقعاً وقتی آدم صبح از خواب بیدار میشد و روزنامهها را میگرفت، میدید که چقدر خطوط در این صفحه اول روزنامهها دارد مردم را گمراه میکند –سرمقالهها و چیزهایی که گفته میشد- آن موقع این روزنامه حزب جمهوری با آن همه فشارهایی که رویش میآمد، بالاخره یک خطی ارائه میداد و روی آن خط کار میکرد.
انتخابات؛ اگر ما آن تشکیلات را نداشتیم –حال فصل دوم خطر اینجاست. ببینید، اینها را به عنوان نمونه عرض میکنم و الّا اینها در تاریخ هست و میدانید، میخواهیم بدانید که تطبیق بکنید- ما در انتخابات ریاست جمهوری شکست خوردیم، و عوامل شکست را هم جداگانه باید بررسی کرد، یک مرکزی لازم بود که در مقابل این شکست فکری بکند و بلافاصله مجلس مطرح شد و انتخابات مجلس مطرح شد، آنها هم خیلی حساب شده کا رخودشان را کردند، کنگره عظیمی را که دفتر هماهنگی درست کرد، و آن شکلی که راه انداختند دیدید.
آن روز مجلس شورای ملی هم در جهت انتخابات ریاست جمهوری پیش رفته بود، البته، خداوند همه چیز را میتواند تغییر بدهد، اما نه، بلای خداوند این است. خداوند یک برنامه ریزیهایی کرده و این مردم هستند که باید راهشان را پیدا کنند و درست عمل کنند.
در زمان پیامبر (ص) هم نبوده و در زمان علی(ع) هم نبوده و هیچ وقت این جور برنامههای اجباری نبودهاست، خوب! وقتی که ما [حزب جمهوری اسلامی] دیدیم در آن یک جریان و در یک اشتباه شکست خوردهبودیم و یا در چند اشتباه، آمدیم برنامهریزی کردیم که مجلس را نجات بدهیم، اگر همان موقع این جریان وجود نداشت و این حرکت نمیشد، هماهنگ میشدند و در عمل از دفتر هماهنگی میآمدند، دیگر فاتحه همه چیز خوانده شده بود و یک دولت آن جوری درست میشد و یک رئیسجمهوری هم که داشتند و مجلس هم که داشتند و دیگر خدا میداند که قدم بعدی آن چه چیزی از آب در میآمد.
ولی یک جریان وجود داشت که نیم بند و حتی مظلوم و تحت فشار [بود] که تلاش وسیعی شد و ما یک وقتی از خودمان برای انتخابات گذاشتیم و در گذشته مشغول کار بودیم و بنیصدر دنبال انتخابات ریاست جمهوری رفته بود؛ این دفعه معکوس شد، ما این دفعه رفتیم به دنبال انتخابات و برای هر شهری یک نماینده تعیین کردیم و به وسیله انتخابات شدنشان فکر کردیم، و کار کردیم، و جریان جمهوری و انقلاب و مجلس را نجات دادیم و مجلس آمد و انصافاً نقطه عظیمی شد و توانست جلوی انحراف را که خوب هم پیشرفت کردهبود، بگیرد، که آنها به فکر به هم زدن این جریان افتادند و باز هم خود مجلس یک تشکل بود و توانست مقاومت کند، یعنی یکی از چیزهای مهم این بود که، مجلس هم یک نوع هدایت و راهنمایی وجود داشت.
این طور بود که در مجلس نمایندگانی که همفکر و همراه بودند، در مقابل مسائل انحرافی حساس شدهبودند و کوچکترین چیزی که اینجا مطرح میشد، نبضها با سرعت میزد و تشخیص داده میشد و تصمیمگیری میشد. اینها از آثار هماهنگی است. بنابراین، در جامعه اسلامی یک شبه ممکن است به وجود بیاید و بگوید که در جامعه اسلامی که رهبرهست و فتوا هست و رساله هست، وجود یک حزب چه معنایی دارد؟ و اگر حزب بخواهد روی رساله اثر و فتوا اثر بگذارد و بخواهد روی اصول دین اثر بگذارد، چگونه است؟
منبع سخنرانی: سخنرانیهای هاشمیرفسنجانی – سال ۱۳۶۱ / انتشارات دفتر نشر معارف انقلاب
