دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


16 خرداد 89

واکنش رسمی جبهه مشارکت ایران اسلامی و دبیرکل دربند حزب به هتک حرمت خانواده امام در مراسم ارتحال ایشان

نوروز: جبهه مشارکت ایران اسلامی در نامه ای سرگشاده به مراجع تقلید و علما برجسته کشور نسبت به رفتارهای صورت گرفته در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام و هتک حرمت خانواده و بیت ایشان اعتراض کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام
حضرت آیه الله آقای وحید خراساني
حضرت آيه الله آقای شبیری زنجانی
حضرت آیه الله آقای موسوی اردبیلی
حضرت آيه الله آقای صافی گلپایگانی
حضرت آیه الله آقای صانعی
حضرت آیه الله آقای مكارم شیرازی
حضرت آيه الله آقاي طاهري اصفهاني
حضرت آيه الله آقاي دستغيب شيرازي
حضرت آيه الله آقای جوادی آملی
حضرت آيه الله آقای بیات زنجانی
حضرت آیه الله آقای امینی نجف آبادی
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
بعد از تحیت و ادب
انا لله و انا الیه راجعون
نظام مقدس جمهوری اسلامی که حاصل رهبری بی نظیر فقیهی جامع الشرایط و عارفي کامل و واصل و مجاهدت مردمی خدا شناس و دین باور بود، دریچه های امید و رستگاری را به روی مردم سرگشته در وادی مادیگرایی و مسلمانان خسته از فریب دین فروشان دروغ زن، گشود.
اما اینک حیف و صد حیف که سی و يك سال پس از پیروزی این انقلاب و در بیست و يكمین سالگرد ارتحال بنیانگذار آن ، شاهد بروز بدعتهایی هستیم که نه تنها کیان انقلاب بلکه اساس آن یعنی اسلام عزیز و مکتب اهل بیت را نشانه رفته است.
حد اقل در یکسال گذشته همگان و از جمله حضرات آيات عظام و علمای اعلام شاهد هتک حرمت فراوان شان و آبروی مردم و سفک دمای مسلمانان بوده اند، اما آنچه در سالروز رحلت آیه الله العظمی امام خمینی (ره) توسط عده ای کاملا شناخته شده و سازمان یافته در قالب توهین به فرزند فاضل و با تقوای امام صورت گرفت نشانه جدی از اراده ای مخفی برای مرعوب ساختن و منکوب کردن بیوت مرجعیت و فقاهت که جز بر طریق حق ره نمی سپارند تلقی می شود. نظیر این حوادث در تاریخ صدر اسلام برای خانه نشین کردن اهل بیت مکرم پیامبر(ص) و انحراف در مسیر امامت به خوبی قابل رد یابی است .
به گمان ما این حادثه نه یک عصبیت سیاسی و نه یک خصومت جناحی و نه حتی رفابت بر سر قدرت است بلکه ریشه در دشمنی عمیق جریانی با روحانیت دارد که در چند سال اخیر با سوء استفاده از قدرت ، به کرات نیت خود را آشکار کرده است و نشان داده است که وجود روحانیت مستقل ، مدافع حق و حامی مردم را تحمل نمی کند.
تردیدی نیست که چنانچه امروز حافظان حوزه های علمیه و وارثان فقه آل محمد(ص) و مدافعان تشیع در قبال این هجمه مرموز واکنش مناسب نشان ندهند و مسئولان امر را وادار به پیگیری قانونی این جسارت آشکار نکنند ، در آینده نزدیک دود این فتنه در چشم همه خواهد رفت و شعله های این آتش خرد سوز بیوت مراجع تقلید را نیز مصون نخواهد گذاشت.
والامر الیکم
جبهه مشاركت ايران اسلامي
15/3/1389

پیام دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی از زندان اوین

دکتر محسن میردامادی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت سالروز ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی پیامی صادر کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز، متن این نامه پیام بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایّها الّذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا الله لعلّکم تفلحون

فرارسیدن سالگرد رحلت امام خمینی (ره) فرصتی است که به عنوان دانشجوی قدیمی پیرو خط امام که بخش مؤثر و پرخاطره عمرم را با پیروی از فکر و راه او در طلب معنویت، عدالت و آزادی برای همه ایرانیان گذرانده ام و اکنون هم به جرم تلاش برای فعالیتهای سیاسی در همان راه زندانی هستم نکاتی را از متن تجربیات این سالها یادآور شوم:

1. انقلاب اسلامی سال 57 در کشور ما یکی از مردمی ترین انقلابهای تاریخ بر علیه ظلم و ستم و استبداد داخلی و وابستگی خارجی بود که با فداکاریها و از خود گذشتگیهای کم نظیر ملت و درایت و تدبیر فوق العاده امام خمینی در رهبری ملت به پیروزی رسید. امام و مردم در سردادن شعار اصلی انقلاب با شعار استقلال، نفی وابستگی به قدرتهای خارجی را جستجو می کردند و در شعار آزادی، آینده ای عاری از ظلم و استبداد و دیکتاتوری محدودکننده آزادیهایشان را فریاد می زدند و در شعار جمهوری اسلامی، نظامی مبتنی بر آرای واقعی خود و ملهم از هویت تاریخی و فرهنگی خود را نوید می دادند و مطالبه می کردند.

این انقلاب احیاگر هویت ملت ما بود و نظام موعود برخاسته از شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی می توانست عامل اعتلای این هویت گردد. در منظومه فکری امام و نظامی که وعده می داد اصل «میزان رأی ملت است» رکن رکین و پایه و ستون جمهوری اسلامی بود. جمهوری اسلامی امام چون ذاتاً دموکراتیک بود لازم نبود لفظ دموکراتیک به آن اضافه شود و با این توصیف است که ما طرفدار «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد» بوده و هستیم.

این درک و تجربه نزدیک ما از فکر و راه امام با آنچه برخی اقتدارگرایان و متحجرین که در دوران مبارزه با دیکتاتوری شاهنشاهی و انقلاب همراه امام و ملت نبودند و از همان ابتدا با جمهوری اسلامی و جمهوریت آن مخالف بودند و آنرا پدیده ای غربی می دانستند ولی امروز خود را شیفته دو آتشه امام معرفی می کنند و گویا از یاران نزدیک و خاندان امام و پیشگامان در انقلاب هم امام شناس تر شده اند و خود را معیار و میزان خط امام می دانند، کاملاً متفاوت است. به نظر ما مقابله ای که این نیروها با ارکان دموکراسی، آزادی اندیشه و بیان، آزادی قلم، مطبوعات، احزاب و ... می کنند هیچ نسبتی با اندیشه امام ندارد و اقدامات آنها در دوران پس از امام عملاً منجر به براندازی نرم و قلب ماهیت جمهوری اسلامی می شود. سوگمندانه باید اذعان کرد که این روایت از نظام نه جمهوری است و نه اسلامی و تنها نام جمهوری اسلامی را یدک خواهد کشید.

اینکه به جای حاکمیت اراده مردم بر مردم، دستگاهها و نیروهای نظامی و امنیتی بر مردم حاکم باشند و به جای برقراری عدالت و به اسم حفظ اقتدار نظام، هر ظلمی مجاز شمرده شود، و دروغ و تهمت سکه رایج و تمام مرزهای اخلاقی که رکن مهم دین باوری ماست پشت سر گذاشته شود، عملاً همان مناسباتی را که مردم بر علیه آنها انقلاب کردند احیا می کند.

اینکه امروز قریب به اتفاق یاران امام و بیت امام که نزدیکترین افراد و حلقه اول نیروهای امام بودند در شمار منتقدین وضع موجود هستند و علما و بزرگانی چون آقایان موسوی اردبیلی، صانعی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، موسوی خوئینی، مهندس موسوی، آیت الله طاهری اصفهانی، مرحوم توسلی، و شاگردان مبرّز و خاندان امام (ره)، رویکردها و اقدامات امروز را به انحاء مختلف نقد می کنند و خواهان اصلاح امور و بازگشت به اندیشه و راه امام هستند، نه تنها برای ما که حتی برای رقبای سیاسی ما هم تأمل برانگیز شده است.

اگرچه متأسفانه امروز بهای انتقاد و اصلاح طلبی قانونمند و با رعایت چارچوبهای قانونی و اصرار بر منظومه فکری و خط امام، بازداشت و حبس های اینچنینی است ولی باید توجه و امید داشت که تنها راه عبور از این مرحله و بی اثرکردن برخوردهای غیرقانونی و غیر اسلامی و جلوگیری از تداوم آن، تدبیر و آمادگی و عزم جزم برای پرداخت چنین هزینه ای بوسیله همه فعالان اصلاح طلب برای پیشبرد اصلاحات و نجات کشور است.

2. تجربه یکصد سال گذشته کشور ما و تجربه انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی به ما آموخته است که از میان گزینه‌های انقلاب، انفعال و اصلاح - علیرغم همه انحرافها و دشواریهای راه - راهبردی بجز اصلاح، آینده بهتری را برای کشور به ارمغان نمی آورد. باید پذیرفت که تنها راه بهبود و پیشرفت امور در کشور تداوم راهبرد اصلاحات است و اصلاحات همانطور که مکرر بیان شده حرکتی قانونی، مسالمت آمیز، مردمی و تدریجی برای بقا و اعتلای جمهوری اسلامی ایران است، که جنبش سبز در این ایام جلوه خاصی از آن می باشد.

3. در این حرکت مبنا و چارچوب فعالیت، همچنان قانون اساسی است. التزام به قانون اساسی بدین معنی نیست که این قانون عاری از عیب و نقص است. عیب و نقص، طبیعت هر قانون بشری است ولی علیرغم آن، باید هدف و خواست ما اجرای کامل و غیرگزینشی قانون اساسی باشد. طبعاً قانون اساسی مجموعه ای است که همه اصول آن در کنار هم معنی می دهند و هیچ اصلی از آن نمی تواند نافی اصول دیگر باشد و فصل مهم حقوق ملت را نمی توان در پای اصول دیگر آن ذبح کرد. همانطور که ایران را برای همه ایرانیان می دانیم، باید حقوق به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی را هم برای تمام ایرانیان بدانیم بطوریکه همه بطور یکسان از آن بهره مند باشند.

4. اصلاحات مورد نظر ما، آزادی و استقلال را در کنار هم و مکمل یکدیگر می بیند و همانطور که در قانون اساسی تاکید شده قربانی کردن هر یک از این دو به بهانه دیگری را غیرقابل قبول می داند. ما ضمن اینکه مدافع تعامل سازنده و مثبت با کشورها در جهت مصالح و منافع کشور هستیم و هرگونه ماجراجویی و دشمن تراشی در عرصه بین الملل را به ضرر کشور می دانیم، در عین حال به اصلاحات بعنوان حرکتی درونزا و متکی به نیروها و خواست و اراده مردم می نگریم.

5. مسیر و راه و شعار ما بعنوان نیرویی که خواهان حفظ و اصلاح و اعتلای جمهوری اسلامی هستیم با افراد و جریانهایی چون بقایای دیکتاتوری شاهنشاهی - که عامل اصلی بسیاری از بدبختیها و عقب افتادگیهای ملت ما بوده است - و تروریست هایی که دست به هر جنایتی علیه ملت ما زده اند و می زنند، و تجزیه طلبانی که خواهان نابودی جمهوری اسلامی هستند، جدا بوده و هست. بنابراین با تأکید روی این چارچوبها که همواره مورد قبول ما بوده است باید نسبت به هرگونه افراط و تفریط حساس بود.

امروز آنهایی که شعار محوری استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را زیر سوال می برند با آنهایی که در طرف مقابل می خواهند هر انتقاد و اعتراض را با شدیدترین وجه سرکوب و منکوب کنند مکمل و تقویت کننده یکدیگرند و در عمل دو تیغه یک قیچی هستند که باعث قطع شریانهای حیات سیاسی کشور و تضعیف توأمان دو وجه جمهوریت و اسلامیت نظام و مانع اصلاح امور می گردند. نباید این احتمال قوی را هم از نظر دور داشت که اقدامات افراطی و سردادن شعارهای انحرافی که در مراحل مختلف پس از انتخابات شاهد آن بوده ایم، تکرار ماجراهایی نظیر کارناوال عاشورا در سال 76 باشد که در اطاقهای امن فکری افراطیون ضد اصلاحات کلید می خورند تا بوسیله آن بتوانند با رادیکال کردن فضای جامعه، خشونت طلبی و اهداف سرکوبگرانه خود را دنبال کنند و نگذارند فضای سیاسی به سوی اعتدال و عقلانیت برود. راه ما نه سنخیتی با رادیکالیسم و شعارهای افراطی و براندازانه دارد و نه نسبتی با تفکرات ارتجاعی و کسانی دارد که تمام رسالت خود را مقابله با دموکراسی و مردمسالاری و آزادیهای خدادادی و حقوق اساسی ملت می دانند.

6. امروز مهمترین کار برای نیروهای اصلاح طلب حفظ ارتباط و انسجام تشکیلاتی و اطلاع رسانی واقع نگرانه و پرهیز از پراکندگی و رها شدن نیروها است. البته واضح است که امروز فعالیت تشکیلاتی متأسفانه پرهزینه است و این پرهزینگی امری است که کشور و همه دلسوزان کشور از آن زیان می کنند ولی باید امیدوار و به دنبال آن بود که کشور بیش از این متضرر نشود و فعالان سیاسی به اعتبار بازگشت همه دست اندرکاران به قانون اساسی کمتر گرفتار چنین محدودیت هایی شوند. دستگیری غیرقانونی و گسترده نیروهای سیاسی و مدنی و مطبوعاتی و رسانه ای از جمله نیروهای تشکیلاتی اصلاح طلب با اتهامات بی اساس و بی سابقه، بخشی از این هزینه ها و در عین حال نشان دهنده تأثیرگذاری این فعالیتها است. پس باید ضرورت گسترش ظرفیتهای قانونی و فعالیتهای تشکیلاتی و اصلاح طلبانه را امروز بیش از پیش در نظر داشت و خواهان آن بود.

تعطیل کردن دو حزب شناسنامه دار، میدان دادن به تشکلها و باندهای بدون شناسنامه و بالتبع مسئولیت ناپذیر است. کسانی از تعطیلی و انحلال احزاب قانونی دارای پایگاه اجتماعی سود می برند که به دلیل گرفتاری در ورطه ناکارآمدی و فساد حکومتی و بهره گیری بی ضابطه از قدرت، تحمل نظارتهای مردمی را که در قالب احزاب و تشکلهای مدنی و نیز مطبوعات آزاد است را بر نمی تابند. اعلام لغو پروانه جبهه مشارکت و درخواست انحلال آن جز برای گریز از نقد مؤثر این حزب نسبت به دولت مستقر هدف و معنایی ندارد. التبه این نوع تصمیمات حکومتی نمی تواند فعالان سیاسی متشکل در جبهه مشارکت را از فعالیت و نقش آفرینی سیاسی بازدارد و صدور حکم توقف فعالیت و حتی انحلال حزب ممکن است موجب زحمت بیشتر ما بشود اما بیش از آن آبروی کسانی را می برد که به چنین کاری مبادرت می کنند.

7. ما باید همچنان به فکر احیای همه ظرفیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، و بین المللی برای اعتلای نام ایران و اسلام، و نگران از دست دادن تواناییهای کشور و دستاوردهای انقلاب اسلامی در اثر بی تدبیری های سیاسی و اجرایی در عرصه ملی و در سطوح بین المللی باشیم. ما در جهانی به سر می بریم که همه اجزای آن به هم پیوسته است؛ پس باید نسبت به هر ظلم و حرمت شکنی و تهدید صلح و امنیت جهانی در هر کجای عالم حساس باشیم. بر این اساس باید در برابر ظلم آشکاری که بر انسانیت، حقوق بشر، و ملت مظلوم فلسطین در فاجعه حمله رژیم صهیونیستی به کشتی صلح در غزه رخ داد، جامعه ایرانی را نیز به مثابه افکار عمومی جهان حساس کرد.

از همه دوستان و آشنایان و دیگرانی که در مدت بازداشت و مرخصی نسبت به اینجانب و دیگر اعضای دربند حزب از هرگونه لطف و محبتی دریغ نداشته اند، به ویژه از خانواده شجاع و صبور همه زندانیان سیاسی صمیمانه تشکر می کنم. از همسر بزرگوار و شکیبا و وفادارم و فرزندان صبور و آگاهم که در این مدت با ایثار و ایستادگی و از خود گذشتگی و آگاهی، همه مشکلات را تحمل کرده اند و سنگ صبور زندگی و فعالیت سیاسی بوده اند نیز سپاسگزارم و از خداوند بزرگ می خواهم که در همه حال به همه ما صدق نیت و صبر و اجر عطا فرماید.

ربّنا لاتزغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا و هب لنا من لّدنک رحمةً انّک انت الوهّاب

محسن میردامادی
دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی
14 خرداد 1389 - زندان اوین


نظرات

kamal :

از قدیم گفته اند ترس برادر مرگ است ، در پس اقتدار ظاهری درحمایت از جمعیت موسوم به "مردم" که سخنان حسن خمینی را ناتمام گذاشتند ترسی عمیق و تاریخی نهفته است ، ترس از دنیایی که بیرون از چهارچوب فکری ماست ، ترس از هم پاشیدن نظمی که ما سالهاست به آن عادت کرده ایم ، ترس از دست دادن همه دار و ندارمان در صورت ورود "غیر خودی ها " به جمع ما .به راستی این چه ترسی است که گریبان تیم فوتبالمان را هم گرفته است آنجایی که با زدن یک گل همه عقب نشینی کرده و تلاش میکنند همان یک گل برتر را حفظ کنند .این درست است که بخشی از این ترس به تاریخ پر تلاطم کشور ما و و تجربیات تلخی بر میگردد که ایران ما را تا مرز تجزیه و فروپاشی کامل سوق داد ولی آخرش چی ؟ نمیشود تا ابد با ترس زندگی کرد ، نمیشود تا ابد خود را محبوس در یک چهار دیواری تنگی کرد که دیر یا زود فرو میریزد .دوستان از ناشناخته ها نترسید ! حسن خمینی ، موسوی ، کروبی ، آرمین و غیره موجودات فضایی نیستند ، آنها هم مثل شما دل در گرو بهروزی این سرزمین دارند فقط نگاه آنها به جهان با نگاه شما فرق دارد ، از این رنگارنگی در جهان اندیشه نترسید ، ماهی سیاه کوچولو را بیاد آورید و اطمینان داشته باشید راز شکستن دیوار دنیایی که جهان سوم نام دارد و ورود به دنیا ی پیشرفته در همین نبرد سرنوشت ساز با ترس تاریخی نهفته در فکر و روان ماست .

 

hamid :

سلام
متاسفانه باید کسانی را که به آنها امید بسته اید، مورد ارزیابی مجدد. قرار دهید. اینها هیچ گاه از مردم نبوده اند. روحانیت بجز عده ای محدود همواره طرف قدرت بوده اند. نمونه اخیرش مصاحبه زیر از مهدوی کنی. اتکاتان به مردم و خدا باشد.

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=102642

 

kamal :

آنچه این روزها در ایران می گذرد نمایشی از کلنجار رفتن ۲ دید گاه و نگرش با یکدیگر بر سر چگونگی اداره کشور است ، نگرشی که احمدی نژاد تنها سخنگوی آن است به حکومت اسلامی باور دارد و نه جمهوری اسلامی ، از نظر این جریان لفظ جمهوری غربی است ، اینکه چرا نمایندگان این گروه بطور علنی نظر خود را بیان نمی کنند به شرایط نامناسب امروز بر میگردد ، آنها منتظر فرصت مناسب هستند ، به تاکتیک پیشروی آرام و گام به گام روی آورده اند.آنها در تلاش هستند صفوف خود را بیش از پیش منسجم و یکدست کنند ، بر خورد اخیر با علی مطهری در همین رابطه است .در مقابل این گروه جریانی وجود دارد که هنوز به شعارهایی چون "میزان رای ملت است " , "جمهوری اسلامی " و "جمهوریت " باور دارد ، این نیروها از انسجام کافی برخودار نیستند و همین عدم انسجام کار هواداران حکومت اسلامی را راحت تر کرده است ، این که احمدی نژاد علنا صحبت از سرپیچی از مصوبات مجلس میکند نشان از اراده این جریان برای پیشروی هر چه بیشتر به سوی اهداف خود دارد .شرایط تاریخی , فرهنگی و بافت اجتماعی ایران مانع بزرگی بر سر راه هواداران حکومتی از جنس طالبان درایران است ولی نباید از صدمات زیادی که این جریان میتواند در صورت پیروزی بر کشور وارد کند غافل بود ،مهاجرت گسترده نخبگان و انزوای جهانی ایران تنها ۲ نمونه از عواقب پیروزی این جریان در این کشاکش قدرت در ایران می باشد .

 

:

بادرود و سلام به همه اعضای جبهه مشارکت بویژه آقای میردامادی .امیدوارم این ارتباطات مکتوب با مردم را افزایش دهید.

 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد